الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

33

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

فقه در فرهنگ قرآنى : از ملاحظهء مجموع آياتى كه در آن واژهء فقه و مشتقات آن به كار رفته چند نكته بدست مىآيد : الف ) فقه در فرهنگ قرآنى به همان معناى لغوى ، يعنى بصيرت و ريزبينى و ادراك دقيق استعمال شده است هر چند بعضى « 1 » چنين پنداشته‌اند كه فقه در بعضى از آيات قرآنى مانند « قالُوا يا شُعَيْبُ ما نَفْقَهُ كَثِيراً مِمَّا تَقُولُ » « 2 » به معناى مطلق آگاهى است حال آن كه در اين گونه موارد نيز به معناى فهم دقيق است ، زيرا چنين نبود كه آنان از حرف‌هاى شعيب ، چيزى سر در نياورند بلكه با آنكه ظاهر سخنان آن حضرت دربارهء مبدأ و معاد و مسائل اخلاقى و غير آن را مىفهميدند ، ليكن به جهت سيطرهء شهوات و خواسته‌هاى نفسانى ، چون به حاقّ و روح بيانات او پى نمىبردند و نمىتوانستند آن را باور كنند ، مىگفتند : « ما كثيرى از آنچه را تو مىگويى نمىفهميم و دقيقاً از آن سر در نمىآوريم » . همچنين است آيهء « وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ » « 3 » زيرا اين گونه نيست كه از خضوع و خشوع همهء موجودات در مقابل خداوند و از تنزيه و تسبيحى كه لااقل در حدّ زبان حال دارند ، چيزى نفهميم ؛ آنچه براى ما نامعلوم و نامفهوم است حقيقت و كنه تسبيح آنان است كه به همان عدم فقه و عدم فهم دقيق بر مىگردد . نيز اين گونه است آيه‌اى كه در شأن كفار وارد شده : « فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثاً » « 4 » و « زركشى » مدّعاى فوق را با آن نقض كرده است « 5 » ؛ زيرا قطعاً چنين نبود كه آنان از هيچ حديث و كلامى سر در نياورند و چيزى نفهمند . آنچه گفته شد و معنايى كه در عرصهء آيات ، اختيار شد انطباقش در مورد آياتى چون « . . . لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ . . . » « 6 » و « انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ » « 7 » و « طُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ » « 8 » و « رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي . . . يَفْقَهُوا قَوْلِي » « 9 » و . . . روشن‌تر است ، خصوصاً وقتى كه دو آيهء 97 و 98 سورهء انعام با هم مقايسه و ملاحظه شود ، زيرا - به تعبير علّامهء طباطبايى در الميزان « 10 » - در آيهء 97 كه از نظر كردن در ستارگان و اوضاع سماويّه سخن مىگويد و فهم آن مؤونهء زيادى نمىطلبد ، تعبير به « قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ » شده است : « وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فِي ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ » و در آيهء 98 كه از آيت نفس انسانى سخن دارد « وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ . . . » و فهم اسرار آن افزون بر بحث‌هاى نظرى نياز به مراقبت باطنى و تعمّق شديد و تثبّت بليغ دارد ، تعبير به « قَدْ فَصَّلْنَا

--> ( 1 ) . اين نقض از جانب زركشى در المنثور فى القواعد ، ج 1 ، ص 2 صورت گرفته است . ( 2 ) . هود ، آيهء 91 . ( 3 ) . اسراء ، آيهء 44 . ( 4 ) . نساء ، آيهء 78 . ( 5 ) . ر . ك : المنثور فى القواعد ، ج 1 ، ص 2 . ( 6 ) . توبه ، آيهء 122 . ( 7 ) . انعام ، آيهء 65 . ( 8 ) . توبه ، آيهء 87 . ( 9 ) . طه ، آيهء 28 . ( 10 ) . الميزان ، ج 7 ، ص 290 .